کنگ بهشت گمشده

اجتماعی تفریحی ادبیات||حرارت لازم نیست ، گاهی از سردی یک نگاه میتوان آتش گرفت

بدل دردغمت باقی هنوزم            کسی واقف نبوازدردسوزم

نبویک بلبل سوته به گلشن           بسوزمونبودکافربه روزم


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 7:36 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

 
قايقي خواهم ساخت،
 
خواهم انداخت به آب 


برچسب‌ها: صبر کن سهراب, گفته بودی قایقی خواهم ساخت, قایقت جا دارد, من هم از همه اهل زمین دلگیرم
ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 9:1 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

 

بارالها!منتظران منتظربه انتظار،منتظرندتاکی بیایدمنتظــــــــــرامـــــــــــن یجیـــــــــــــب دست به درگاه توبلندکندواذن نجات بندگانت را خواهدوتو اذن ندهی؟تاکی باید اوصبرکندوماهم درعصرغیبت او برای حفظ ایمانمان بلرزیم تادراین دنیای رنگارنگ گرفتار غفلت وجهالت نشویم و علیه مولایمان شمشیر نکشیم؟بارالها!برسان ناجی مهربان هستی را

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 7:10 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

خون مظلوم،تورا می خواند              آه محروم،تورا می خواند

اشک معصوم تورامی خواند        قلب مغموم تورامی خواند

توگشاینده مشکلهایی               توشفابخش همه دلهایی

دادگاه توبه پا گرددکی،             قامت ظلم دوتا گرددکی،

حق مظلوم ادا گرددکی!           خصم،محکوم فناگرددکی!

تابه کی فاطمه گویدپسرم،             تاکی اسلام بگوید پدرم!

نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 6:48 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |







خداوندا! به دلهاي شكسته

به تنهايان در غربت نشسته
ادامه مطلب


برچسب‌ها: وفای اشک را نازم که در شبهای “تنهایی”, گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم, بلندترین شاخه ی درخت, یک واژه را می فهمد, و آن هم “تنهایی” ست
ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه نوزدهم خرداد 1391ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

باز هم یک غروبِ رنگین است
پیکر عصر زهرآگین است

سلام عزیزم .خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 8:26 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

آزمودم زندگی دشت غم است            شادی اش اندوه وعیشش ماتم است

عمر کوتاه ،آرزوهای بلند                    کارهابسیاروفرصتها کم است




نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 10:16 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

می کوشم غم هایم را غرق کنم اما
بی شرف ها یاد گرفته اند شنا کنند ...

تصاویرشباهنگ Shabahang


برچسب‌ها: این روزها, بی, دردنیای من غوغامی کند, بی تاب, بی دل, بی نفس, بی تو
ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 3:24 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

چمن شد خالي از گل باغبانان را چه پيش آمد
چه شد آواي بلبل نغمه خوانان را چه پيش آمد
Blue Flowers


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 2:45 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |





شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود

زندگی یعنی چه؟


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1391ساعت 2:4 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

درد اگر سینه شکافد ، نفسی بانگ مزن ! درد خود را به دل چاه مگو !
استخوان تو اگر آب کند آتش غم ، آب شو ، آه مگو !

 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 8:41 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

یه سوال دارم ! کوه چون سنگ بود تنها شد یا چون تنها بود سنگ شد ؟
من که نه سنگ بودم و نه کوه ، پس چرا تنها شدم ؟

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 7:51 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

غربت آن نیست که تنها باشی                  فارغ از فتنه ی فردا باشی
غربت آن است که چون قطره ی آب                 در به در ، در پی دریا باشی
غربت آن است که مثل من و دل                          در میان همه کس یکه و تنها باشی

 ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 7:26 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند
یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند
این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند

۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 9:0 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

طرح اندام تو انگیزه معماری هاست . . . دلت آیینه ایوان طلاکاری هاست . . . باید از دور به لبخند تو قانع باشم
 

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ shabahang's Pictures-www.shabahang20.mihanblog.com ۩۞۩ 


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 8:38 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |


کتلت و نون سنگک

 ته پیاز و رنده رو پرت کردم توی سینک، اشک از چشم و چارم جاری بود...

سلام عزیزم.خوش آمدید


ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه هفدهم خرداد 1391ساعت 8:1 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

سر كوه بلند آمد سحر باد
ز توفاني كه مي آمد خبرداد


ادامه مطلب
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 8:42 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

من به تنهایی یک چلچله در کنج قفس ، بند ، بندم همه در حسرت یک پرواز


است ، من به پرواز نمی اندیشم ، به تو می اندیشم ، که زیباتر از اندیشه یک پرواز است

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 7:13 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

  ziba   تنهایی  ziba  

عین آتش زیر خاکــــــستر است 

گـــــــاهی فـــــــکر میکنی تمـــــــــام شده
… …

امّـــــا یــک دفــــعه

همه وجودت را آتــــش مـــــــــــیزند ..

 

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 7:0 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

گرکوه به خاک سرگذارد هنر است            دریا به کویر دل سپارد هنر است

در عرصه عشق،آسمان هم یک روز         بی ابر اگر دمی ببارد،هنراست      

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 6:21 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |



ای دوست به کوی تو    پناه      آوردم            جای همه چیز اشک و آه   آوردم

دیدم دو جهان به یک عطا می بخشی    در پیش تو صد جهان گناه آوردم


  


نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 6:4 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

 

من خسته ام
وغرورم اجازه نمی دهد
بیفتم از پا
حتی تبرهایی که در ریشه هایم
گیر کرده اند
با تعجب نگاهم می کنند
این درخت مگر چند ساله است

نوشته شده در سه شنبه شانزدهم خرداد 1391ساعت 5:46 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

 

ناگهان یک صبح زیبا آسمان گل کرده بود
خاک تا هفت آسمان، بغض تغزل کرده بود

حتم دارم در شب میلادت، ای غوغاترین !
حضرت حق نیز در کارش تأمل کرده بود
هر فرشته، تا بیایی، ای معمایی ترین !
بال های خویش را دست توسل کرده بود



نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 9:34 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

بیا که باز وقت بازی است تو می شوی پدر و من... نه ! بازی قشنگ و تازه ای به فکر من رسیده است!

                                                   

۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩




ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 2:18 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

باید تو را همیشه به دقت نگاه کرد... یعنی نه سرسری، سر فرصت نگاه کرد خاتون ! بگو که حضرت خالق خودش تو را ...

                                                            


۩۞۩  سلام عزیزم خیلی خوش آمدی تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩



ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 1:32 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

الهی، تو چه بی انتها میبخشی و ما چه حسابگرانه تسبیح میگوئیم ...

                                         

Allah Bubble


ادامه مطلب
نوشته شده در دوشنبه پانزدهم خرداد 1391ساعت 1:11 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

عمریست که در بندم و زندانی خویشم

دلبسته راز دل توفانی خویشم


غروب لب دریابی تو ...؟


ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 11:13 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

شعرادامه مطلب غزلی ازامام خمینی(ره)وجوابیه آیت الله خامنه ای درجواب غزل امام می باشد

عید بر شما مبارک باد



ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 10:24 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

در نگاه من بهارانی هنوز            پاکتر از چشمه سارانی هنوز

روشنایی بخش چشم آرزو           خنده صبح بهارانی هنوز

        سلام مهربان خوش آمدید

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 9:2 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

به جان جوشم که جویای تو باشم             خسی برموج دریای تو باشم

تمام آرزوهای منی،کاش،                        یکی از آرزوهای توباشم!


 

نوشته شده در یکشنبه چهاردهم خرداد 1391ساعت 8:43 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

دوبیتی های زیر اشعاری عرفانی در جواب عروس آقا(خانم فاطمه طباطبایی)که دروس فلسفی می خواندند،سروده شده است،که اکثرادرجلسات پرسش وپاسخ بوده ودرنهایت روشنگری وایجاز بیان شده :

فاطی که فنون فلسفه می خواند           ازفلسفه«فاء ولام سین»می داند

امیدمن آن است که بانورخدا                   خودرازحجاب فلسفه برهاند

درادامه مطلب بقیه اشعار آمده است

  ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩





ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 6:57 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

از غــــم دوست، در اين ميكده فــــرياد كشم      داد رس نيست كـه در هجر رخش داد كشم
                                   
                                                                                  
چندغزل از امام خمینی قدس سره درادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 6:14 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

ای روی تو شمع محفل بیماران           ای یادتومرهم دل بیماران

بربسترمرگ ماطبیبانه بیا                 ای دید توحل مشکل بیماران

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩
 
 

نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 9:2 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

پروانه شمع رخ زیبای توام                دلباخته قامت رعنای توام

آشفته ام ازفراقت ای دلبر حسن              برگیرحجاب من که رسوای توام

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩



نوشته شده در شنبه سیزدهم خرداد 1391ساعت 8:50 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

   این جمعه هم گذشت آقانیامدی

 

یک روز جمعه
کسی آرام می آید

نگاهش خیس عرفان است

قدمهایش پر از معنا

دلش از جنس باران است

کسی فانوس بر دستش

مثال نور می آید

امید قلب ما روزی مثال نور می آید

اللهم عجل لولیک الفرج


نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 7:44 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

پدرت شاه خراسان و خودت گنج مقامی
پدرت حضرت خورشید و خودت گنج تمامی
غنچه ای نیست که عطر نفست را نشناسد
تو که ذکر صلواتی و درودی و سلامی
میلاد امام جواد (ع) مبارک باد

http://s3.picofile.com/file/7395697846/emam_javad.jpg


نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 7:14 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

بگذارتاپرستوهای خسته ازاین همه مهاجرت یک جا نشین بهار دستهایت شوند.بگذارتاطنین صدای آسمانی ات درگوش اهل زمین بپیچدوهمه ایمان بیاورندبه اعجازمسیحایی ات آنگاه که در گوش زمان فریاد می زنی:"انا بقیــــت الله فــــــــــــی ارضـــــــــــــه والمنتقــــــــــــــم من اعدائـــــــــــــه انا خاتم الاوصیـــــــــاء وبی یرفع اللــــــــــــــه البلاءعن اهلــــــــــه وشیعتــــــــــی".بگذارتا عدالت خسته ازاین همه خانه نشینی,قدعلم کندودرتیغه خشم ذوالفقارت فریاد برآورد.

نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 6:51 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

نازد به خودش خدا که حیدر دارد
دریای فضائلی مطهر دارد

همتای علی نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد



۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩

            

نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 6:40 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

روز مرد رو به مرد راستینی که مقام زیبای مردانگی رو درک کرده تبریک میگم

پدرم روزت مبارک ....

همسرم روزت گرامی......



 شکلکهای جالب آروین

 

۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرمتحرک شباهنگ www.shabahang20.blogfa.com ۩۞۩


 

نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 3:35 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

دوستت دارم ها را نگه می داری برای روز مبادا، دلم تنگ شده ها را، عاشقتم ها را… این جمله ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی کنی!

                                                       .


ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 2:14 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

پر کن پیاله را
کاین آب آتشین
دیری است ره به حال خرابم نمی برد




ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه دوازدهم خرداد 1391ساعت 0:21 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

اگر ماه بودم به هرجا که بودم
سراغ تو را از خدا می گرفتم


ناز ماه شکست شب سنگ


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 10:20 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

من امشب تا سحر خوابم نخواهد برد
همه اندیشه ام اندیشه فرداست
وجودم از تمنای تو سرشار است
زمان در بستر شب خواب و بیدار است

شراب شعر چشمان تو

عشق



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 9:50 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

به خدا حافظی تلخ تو سوگند نشد . . . که تو رفتی و دلم ثانیه ای بند نشد . . . لب تو میوه ممنوع ولی لبهایم . . . هر چه از طعم لب سرخ تو دل کند نشد !
                                              
                                                                
آپلود سنتر عکس رایگان


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه یازدهم خرداد 1391ساعت 8:52 قبل از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

بی ته اشکم زمژگان تر آئی             بی ته نخل حیاتم بی برآئی

بی ته درکنج تنهایی همه روز          نشینم تاکه عمرم برسرآئی


نوشته شده در چهارشنبه دهم خرداد 1391ساعت 7:9 بعد از ظهر توسط فاطمه کبریائی| |

Design By : Mihantheme